روانشناسی میوه:
روانشناسی میوه...
فک کنید یه سبد پر از همه جور میوه جلوتون هست کدوم یکیو انتخاب میکنید؟؟
1)موز
2)خیار
3)سیب
4)آناناس
5)هویج
6)پرتقال
7)کیوی
8)هولو
9)انبه
10)گوجه سبز
دوستان گزینتونو تو نظرات بنویسید تا روانشناسی میوتونو بنویسم براتون...
+ نوشته شده در دوشنبه
1390/02/19ساعت
11 AM  توسط مهرداد
|
فخرفروشی به سبکِ جهانِ سوم
آقا ما دیشب شام نون سنگک و پنیر و گوجه خوردیم. تازه لامپامونم روشن بود! به قرآن
مرفه بی درد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من دیگه از این زندگی خسته شدم... ولم كنيد میخوام برم سوار هواپیما بشم
راه های جدید خودکشی رو یاد گرفتن مردم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رفتم نمایندگی سایپا، به مسئولش میگم: فرمون ماشین زیاد صدا میده، چه کار کنم؟ میگه: صدای ضبط رو زیاد کن.
بازم خوبه نگفته فرمونو نچرخون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خیابانی بعد از باخت مقابل کره : حالا در تعداد بُرد با کره برابر شدیم. هیچ چیز از ارزشهای تیم ملی ما کم نشد با این باخت
بابا یکی اینو جمعش کنه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کفاشیان در مصاحبه با سایت گل: شما واقعا توقع داشتین از کره ببریم؟
اینم از رئیس فدراسیون. گونی سیب زمینی موثرتر از اینه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میری زن بگیری میگن خونه داری؟ میری مسکن مهر ثبتنام کنی میگن زن داری؟
حالا اینو گوش کن
میری دنبال شغل میگن متاهلی ؟ میری متاهل شی میگن شغلت چیه ؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اخبار ساعت بیست و یک: رانندههای محترم تریلی توجه کنن قیمت
گازوییل از ۱۶۵ ریال به ۱۵۰ تومان تغییر کرد! انگار بچه گول میزنن!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ماشینمون رو دزد برده، سرگرد آگاهی آدرس چندتا از پاتوقهای دزدها
رو بهمون داده، میگه برین ببینین سرنخی از ماشینتون اینجاها پیدا
میکنین یا نه! اگه سرنخی پیدا کردین به ما خبر بدین!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز صبح رفتم نون تافتون بگیرم، دیدم شاگرد نونوایی برای صبحونه خودشون رفته نون لواش گرفته!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز سویشرت نارنجیمو واسه اولین بار پوشیدم و حالا توجه شما رو
به تیکههای ملت غیور ایران جلب میکنم: نارنگی - پرتقال - هویج - تهسیگار
- فانتا - رفتگر- چیتوز موتوری - سن ایچ و دیگر هیچ! - فلفل دلمهای -
لینا توپی - اسمارتیز! بقیه دوستات کجان؟ - بچهها! گارفیلد! - ببخشید
خانوم شمام میخواین رییس جمهور شین؟!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فحش تهرونی
ایران جاییست که بیشتر از نصف جمعیت پایتختش مهاجرند، و «دهاتی» و «شهرستانی» فحش رایج پایتختنشینان است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چند تا نان سنگک خریدیم وقتی از نانوایی میایم بیرون باید حواسمون به موتور سوارها باشه!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آخرش نفهمیدیم توی سالنهای سینما، کدوم دسته صندلی مال صندلی ما هست کدوم مال صندلی بغلی!
ــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کدوم گوری بودی؟
مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت:
اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي
مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پایش.
مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دوروبرش را نگاه كرد اما كسي را نديد
بهر حال نجات پيدا كرده بود
به راهش ادامه داد . به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت :
بايست
مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعتی عجيب از کنارش رد شد . باز هم نجات پيدا كرده بود
مرد پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم
مرد فكري كرد و گفت :
اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم کدام گوری بودي ؟
+ نوشته شده در دوشنبه
1390/02/19ساعت
11 AM  توسط مهرداد
|
آقا ! وجود پاک مرا چند می خری؟»
- « به به! چه چشم ناز و قشنگی! چه دختری!
چرخی بزن ، ببینمت آیا مناسبی
...
یا نه شبیه کولی دیروز، لاغری !
اسمت چه بود؟ اهل کجایی؟ ندیدمت! ...»....
دختر، هراس، دلهره: «ها ؟ چی؟ بله! ... پری!
اهل حدود چند خیابان عقب ترم »
- «نزدیک نانوایی سنگک ؟» - « نه ! بربری »
چیزی به مرگ دامن پاکش نمانده بود
زیر نگاه هرزه ی یک مرد مشتری
- « کمتر حساب کن» ... وَ موبایلش : « الو! بله !»
- «امشب بیا به خانه ی آقای اکبری»
- « زن هم مصیبت است! بله! چشم! آمدم !
هی گفت مادرم که چرا زن نمی بری!»
از خیر او گذشت و فقط گفت: «حیف شد!
امشب برو سراغ خریدار دیگری»
دختر به فکر نان شبش بود و داد زد :
«حتی مرا به قیمت کمتر نمی خری ؟
مهدیه حسینیان رستمی
+ نوشته شده در دوشنبه
1390/01/29ساعت
10 AM  توسط مهرداد
|
به غضنفر مي گن: سگتون بچه ي ما را گاز گرفته. مي گه: اولا سگ ما گاز نمي گيره. دوما سگ ما هميشه بسته است. سوما ما سگ نداريم!
غضنفر داشت آب جوش مي ريخته توي باغچه !
بهش مي گن : چرا آب جوش مي ريزي تو باغچه ؟؟
مي گه : آخه چاي كاشتم !
مي دوني سياه پوستا به شامپو بدن چي مي گن ؟
مي گن : مشکين تاژ
غضنفر زنگ ميزنه به دوستش، آهسته ميگه: من الان توي جلسه ام. بعدا باهات تماس ميگيرم!!
اولي: آقاي دکتر، من فکر مي کنم عينک لازم دارم.
دومي: بله حتما! چون اين جا مغازه ساندويچ فروشي است!
يک بارغضنفر زنگ ميزنه تاکسي تلفني ميگه اقا ماشين داريد. مردي که پشت تلفن بوده جواب ميده بله. غضنفر ميگه خوش به حالتون ما نداريم
تو شهر غضنفر اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. غضنفر به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده!
غضنفر میره جلووی آئینه می ایسته میگه آااا این چقدر آشنا برا من.
من اینو می شناسمش یه جایی دیدمش تا شب میشینه فکر می کنه
میگه:هان حالا فهمیدم اینو من دیروز توی آینه ی آرایشگاه
دیدمش!!!
غضنفر سر سفره داد می زده می گفته: بربری بدین! بربری بدین!
بهش میگن چی شده؟ ، میگه: آب تو گلوم گیر کرده
غضنفر میمیره، عکسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش میکنند
به غضنفر میگن: چی شد مامانت مرد ؟
میگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد...
میگن افتاد مرد ؟ میگه: نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکـ.ست افتاد.
بهش میگن اون موقع مرد؟؟
میگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد.
...میگن:خوب این دفعه مرد ؟ غضنفر میگه: نه بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد!
بهش میگن:حتماً ایندفعه مرد ؟
میگه:بازم نمرد، دیدیم داره کُلّ خونه خراب میشه، با تفنگ زدیمش
به غضنفر می گن اون جهنمه اون بهشت کدومشو می خوای بری؟
غضنفر می بینه جهنم خیلی ردیفه و کلی حوری ریختن توشو دار و درخت و از این حرفا.
میگه می رم جهنم. تا پاشو میزاره آتیش و این حرفا میریزه سرش.
میگه چی شد؟
می گن آخه چند وقت بود کسی نمی اومد اینجا، رفته بود رو اسکرین سیور
غضنفر می ره دزدی تفنگو می ذاره پشت گردن یارو
می گه: تکـون بخوری با لگد می زنم تو کمرت!
غضنفر عاشق خدا می شه، کعبه می کشه از توش تیر رد می کنه
غضنفر به دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه!
غضنفر میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم
پلیس به غضنفر: اینجا ماهیگیری قدغنه!!! غضنفر: ولی اینجا تابلو نزدین!!!
پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!
به غضنفر ميگن شما پسرت رو بيشتر دوست داري يا چلو كباب رو؟ ميگه : بابا تو رو به خدا ما رو سر دو راهي قرار ندين !!!!
به غضنفر ميگن از زنت راضي هستي ميگه اره ميگن چرا ميگه چون تو شستن ظرفها بهم كمك ميكنه
يارو تو مشهد بچش گم ميشه نذر مي كنه و ميگه: يا امام رضا دستم به دامنت، بچم پيدا بشه، ديگه غلط كنم بيام مشهد
یارو به دوست دخترش می گه : اسمت چیه؟ دختره می گه فانوس ولی بهم می گن شعله !!!!می گه منم کتاب علی ام ولی بهم می گن نهج البلاغه
اعتراض ,,, به خدا:حالا که ابر میفرستی بارون نمیاد منم وضو میگیرم نماز نمیخونم!
به غضنفر میگن: در رو ببند هوای بیرون سرده. میگه: مثلا اگر من در رو ببندم هوای بیرون گرم میشه؟
شرایط زن ومردموفق درازدواج:زن بایدنجیب باشه مثل اسب،باوفاباشه مثل سگ،زیبا باشه مثل آهو،باوقارباشه مثل طاووس،مردخرباشه کفایت میکنه.
یارو جلوی دختره ميخوره زمين , ميگه حركتو داشتي ؟!
به غضنفر ميگن: زودباش قطار ميره!
ميگه : كجا ميخواد بره بليط دست منه!
غضنفر میره کمیته امداد، هیچی بهش نمیدن،میگه: واگذارتون کردم به کلید اسرار!
غضنفر:اگه ادیسون ببود الآن باید تو تاریکی تلوزیون نگا میکردیم
یه روز غضنفر میمیره جوکها تمام میشن
+ نوشته شده در چهارشنبه
1390/01/24ساعت
1 PM  توسط مهرداد
|
دلم براتون تنگ شده بود اما وقت نمیکردو آپ کنم! از امروز سعی میکنم آپ کنم ایووووووووووووووووول
+ نوشته شده در یکشنبه
1390/01/21ساعت
9 PM  توسط مهرداد
|
afsoooos....an zaman k bayad doost bedarim kootahi mikonim...an zaman k dooosteman darand lajbazi mikonim....va bad baraye anche az dast dadeim ahhhh mikeshiiim
+ نوشته شده در سه شنبه
1389/11/12ساعت
0 AM  توسط مهرداد
|
خیلی سخته .............................................
عاشق یکی باشی ولی اون تورو محلت نذاره.
به هر حال Ilove U(............................)
+ نوشته شده در یکشنبه
1389/11/03ساعت
7 PM  توسط مهرداد
|